بیدمشک
ن000
دوستی نیز گلی است
مثل نیلوفر و ناز
ساقه طرد و ظزیفی دارد
بی گمان سنگ دل است آنکه روا می دارد
جان این ساقه نازک را
دانسته بیازارد .
سهراب
روزی مردی نزد شیوانا عارف بزرگ امد و نزد او گله کرد که هیچ کس اورا دوست ندارد و به شدت تنهاست و از این تنهایی رنج می برد .
شیوانا تبسمی کرد و از او پرسید : آیا در طول یک هفته کسی به تو گفته است مواظب خودت باش ! مرد با تعجب گفت :"آری ! هروقت نزد مادر پیر و بیمارم می روم موقعی که ترکش می کنم می گوید مواظب خودت باش . هر روز صبح دختر باغبان نیز می گوید مواظب خودتان باشید . بعضی از دوستانم نیز گهگاه از من می خواهند که مواظب سلامتی خودم باشم .
خوب این چه معنایی می دهد ." شیوانا با تبسم گفت : تو تنها نیستی ! مادری داری که برای مواظبت از تو کاری از دستش بر نمی آید و از تو می خواهد خودت مواظب خودت باشی ! دوستانی داری که می بینند تو به خاطر خود خوری و افسردگی در حال سوختن هستی و از تو می خواهند خودت برای خودت کاری بکنی ! و از همه مهمتر زنی وجود دارد که علاقمند است تو را سالم و سلامت ببیند . شاید برای آینده تو و خودش طرحی دارد . با این همه دوست تو تنها نیستی !"
اگر یه روز بری سفر
بری زپیشم بی خبر
اسیر رویا ها می شم
دوباره باز تنها می شم
...
به شب می گم پیشم بمونه
به باد می گم تا صبح بخونه
بخونه از دیار یاری
چرا می ری تنهام می زاری
...
آگر فراموشم کنی
ترک آغوشم کنی
پرنده دریا می شم
تو چنگ موج رها می شم
...
به دل می گم خاموش بمونه
می رم که هر کسی بدونه
می رم به سوی اون دیاری
که توش منو تنها نذاری ...