اگر یه روز بری سفر

بری زپیشم بی خبر

اسیر رویا ها می شم

دوباره باز تنها می شم

...

 

به شب می گم پیشم بمونه

به باد می گم تا صبح بخونه

بخونه از دیار یاری

چرا می ری تنهام می زاری

...

 

آگر فراموشم کنی

ترک آغوشم کنی

پرنده دریا می شم

تو چنگ موج رها می شم

...

به دل می گم خاموش بمونه

می رم که هر کسی بدونه

می رم به سوی اون دیاری

که توش منو تنها نذاری ...