دخترم دنیز

آغوش لبخند

000

باور نگاه

 

 

000

 

 

 

اتتظار

000

سهراب سپهری

کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود

 

و قفس ها همه خالی بودند

اسمان آبی بود

و نسیم روی آرامش اندیشه ما می رقصید.

 

دلبسته

000

دریاچه سبلان. ارتفاع 4800 متری

Ogfhab -e Sabalan

 

نگاه

 

 000

بهار

 

000

 

pHoQ ²Iw k¹¶ »pnA
KÃw Âiow ¾M ÂÄI¿²j » n»nIM ÁI¿µza

 


 

سرگرمی

گل مرداب

با دوست جدید مون اشنا بشید و نظراتتون را بهش بگید

چهار شنبه سوری

دیروز در اتوبوس نشسته بودم که چشمم به سبد کتاب شهر افتاد کتابی  با عنوان آیین ایران باستان (چهار شنبه سوری ، نوروز،  هفت سین ،سیزده بدر) برام عجیب بود وقتی کتاب را باز کردم و خواندم خندیدم .....

 

خلاصه ای از کتاب

 

چهار شنبه سوری

 

با توجه به اینکه در این روزها برخی به خاطر نا آگاهی و یا دشمنی با اسلام عزیز را دارند می خواهند آداب و روسومی ، مانند چهار شنبه سوری را  که در سراسر آن خرافات و مربوط به دوران جاهلیت است را زنده کنند ...

 

علل خرافه بودن چهار شنبه سوری :

 

1- احیای سنت جاهلی

رسول اکرم به رسالت مبعوث شد تا سنت های غلطی چون چهار شنبه سوری را از بین ببرد برای اینکه مردم به یاد اتش پرستی نیفتند . پس با احیای مراسم چهار شنبه سوری از سوی هر کس که باشد زنده کردن سنت جاهلی و از بین بردن سنت محمدی و بی توجهی به زحمات پیامبر است .

 

2- نوعی شرک

چهار شنبه سوری نوعی شرک است چون معنایش این است که انسان در حل مشکلات خود به غیر خدا و اولیای او به امور غیر خدایی متوسل می شود . آیا در چهار شنبه سوری ، در خواست سلامتی به کمک آتش روشن کردن ، رفع بلا به خاطر کوزه شکستن ، و حل مشکلات زندگی به کمک فال گرفتن شرک به خدا نیست ؟

 

3- کار های غیر معقول

امروز در عصر پیشرفت نسبی صنعت و علم در جهان اعتقاد به اینکه به وسیله روشن کردن آتش می توان میکروب ها را از بین برد غیر عاقلانه  نیست ؟

 

4- تخریب طبیعت

هر گشوری در دنیا سعی می کند از تخریب طبیعتش جلو گیری کند آیا سوزاندن این همه هیزم به نام چهار شنبه سوری ضربه زدن به طبیعت نیست ؟

 

5- آزار دیگران

آیا آتش بازی و ترقه بازی و ایجاد صدای وحشتناک ، خطر آفرینی و به مخاطره انداختن امنیت عمومی  گناه و حرام نیست ؟

 

6- تجاوز به حقوق مردم

با آن که  پزشکان و مسئولان محیط زیست تاکید بر این ندارند که فضای شهر باید سالم و آلودگی کمتر باشد آیا آلوده کردن هوابه وسیله دود آتش بر آلودگی هوا نی افزاید ؟

 

7- منشا گناه و آلودگی

تشویق مردم و جوانان و پریدن دختران جوان از روی آتش ، در حالی که اطراف انان را پسرانی فرا گرفته اند ، سوق دادن جامعه به سوی گناه و موجب خشم غضب پروردگار نیست ؟

....

 

  

                                                                    آئین ایران باستان

                                                                                 اسدالله محمدی نیا / قم

 

  خنده دار نیست ....

روز عشق

 000

 

HAPPY VALENTAIN

نشانه

 

000

000

سکوت

 

...

000

خدا

روزی روزگاری بنده ای بود عاشق خدا و هر روز دست در دست خدا کنار ساحل قدم می زدند .یک روز

 

هنگام قدم زدن بنده به خدا گفت : می بینی رد پای هر دوی ما بر روی شنهای ساحل به جا مانده .

 

خدا گفت آری

 

به خدا گفت : من تو را خیلی دوست دارم اما گاهی اوقات میبینم تو مرا رها می کنی

 

خدا گفت : چرا چنین فکری می کنی

 

بنده گفت : وقتی بر می گردم و پشت سرم را نگاه می کنم فقط رد پای خودم را می بینم و تو نیستی

خدا خندید و گفت : اشتباه می کنی عزیزم آن رد پایی که می بینی ردپای من است و آن موقع ، موقعی

 است که تو در میانه زندگی در می مانی و نای پیش رفتن را نداری آنگاه من تو را در آغوش می گیرم و

به جلو می برم . آری آن رد پا رد پای من است . 

(لیلا...)

سفر

.000

شکستن

000

مرگ گل سرخ

 

 000

زندگی

 

 

...

ساده است ستایش گلی

چیدنش

و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد.

ساده است بهره جویی از انسانی

دوست داستنش بی احساس عشقی

او را به خود وانهادن و گفتن

که دیگر نمی شناسمش .

ساده است لغزش های خود را شناختن

با دیگران زیستن و به حساب ایشان

و گفتن که من اینچنینم .

ساده است چکونه می زییم

باری

زیستن سخت ساده است

و پیچیده نیز هم .

                                               "مارگوت بیکل"

خاطره...

 

خاطره...

 

000

بیدمشک

 

 

ن000

دوستی

دل من دیر زمانی است که می پندارد

دوستی نیز گلی است

مثل نیلوفر و ناز

ساقه طرد و ظزیفی دارد

بی گمان سنگ دل است آنکه روا می دارد

جان این ساقه نازک را

دانسته بیازارد .

سهراب 

مواظب خودت باش

روزی مردی نزد شیوانا عارف بزرگ امد و نزد او گله کرد که هیچ کس اورا دوست ندارد و به شدت تنهاست و از این تنهایی رنج می برد .

شیوانا تبسمی کرد و از او پرسید : آیا در طول یک هفته کسی به تو گفته است مواظب خودت باش ! مرد با تعجب گفت :"آری ! هروقت نزد مادر پیر و بیمارم می روم موقعی که ترکش می کنم می گوید مواظب خودت باش . هر روز صبح دختر باغبان نیز می گوید مواظب خودتان باشید . بعضی از دوستانم نیز گهگاه از من می خواهند که مواظب سلامتی خودم باشم .

خوب این چه معنایی می دهد ." شیوانا با تبسم گفت : تو تنها نیستی ! مادری داری که برای مواظبت از تو کاری از دستش بر نمی آید و از تو می خواهد خودت مواظب خودت باشی ! دوستانی داری که می بینند تو به خاطر خود خوری و افسردگی در حال سوختن هستی و از تو می خواهند خودت برای خودت کاری بکنی ! و از همه مهمتر زنی وجود دارد که علاقمند است تو را سالم و سلامت ببیند . شاید برای آینده تو و خودش طرحی دارد . با این همه دوست تو تنها نیستی !"

فرامرز اصلانی

 

 

 

اگر یه روز بری سفر

بری زپیشم بی خبر

اسیر رویا ها می شم

دوباره باز تنها می شم

...

 

به شب می گم پیشم بمونه

به باد می گم تا صبح بخونه

بخونه از دیار یاری

چرا می ری تنهام می زاری

...

 

آگر فراموشم کنی

ترک آغوشم کنی

پرنده دریا می شم

تو چنگ موج رها می شم

...

به دل می گم خاموش بمونه

می رم که هر کسی بدونه

می رم به سوی اون دیاری

که توش منو تنها نذاری ...

 

 

شب های بارانی

..000

بهار بعد

سفر ادامه دارد و بهار با تمام وسعتش

 

مراکه مانده ام به شهر بند افق بی کرانه می برد .  

"شفیعی کدکنی "

 ..

 

ستاره تنهایی

 

 

 

 

"دلتنگی های آدمی را

 

باد ترانه ای می خواند ،

رویاهایش را

آسمان پر ستاره نادیده می گیرد ،

و هر دانه برفی

به اشکی نریخته می ماند .

سکوت سرشار ازناگفته هاست

از حرکات ناکرده

اعتراف به عشق های نهان

و شگفتی های به زبان نیامده .

در این سکوت

حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو

و من."

"مارگوت بیکل "

ی000

روز عشق

 

چند سالی است حوالی 26 بهمن (14 فوریه ) که می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم . مغازه های اجناس کادوئی لوکس و فانتزی غلغله می شود .همه جا اسم Valentinبه گوش می خورد .

 از هر بچه مدرسه ای که سوال کنی می داد که در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران ، در روم باستان فرمانروایی بوده است به نام کلودیوس دوم .کلدیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهدجنگید که مجرد باشد . از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند . کلدیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت . اما کیشیشی به نام وانتیوس ( والنتاین ) مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد .کلدیوس دوم از این جریان با خبر شد و دستور داد که وانتاین را به زندان بیفکنند . وانتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود . سر انجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق با قلبی عاشق اعدام می شود ... بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از آن زمان سمبلی می شود برای عشق !.

اما کمتر کسی است که بداند در ایران باستان ، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد که از بیست قرن پیش از میلاد روزی موسوم به روز عشق بوده است !! جالب است بدانید این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف بوده است با 29 بهمن یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی !این روز سپندار مذگان نام داشته است . فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان روز عشق به این صورتبوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماها اسم داشت هر یک از روزهای ماه نیز یک اسم داشت به عنوان مثال روز اول روز اهورا مزدا .روز دوم "روز  بهمن" که نخستین صفت خداوند است. روز سوم اردیبهشت "یعنی بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است. روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است سپندار مذ لقب ملی زمین است .یعنی گستراننده ، مقدس ، فروتن . زمین نماد عشق است چون با فروتنی تواضع گذشت به همه عشق می ورزد . زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان خود پرورش می دهد ، به همین دلیل در فر هنگ باستان اسپندار مذگان را به عنوان نماد عشق می پنداشتند . در هر ماه یک بار نام روز ماه یکی می شد که همان روز که نامش با ماه مقارن می شد جشنی ترتیب می دادند متناسب با آن روز و ماه مثلا شانزدهمین روز ماه مهر نام داشت هنگامی که با ماه مهر مقارن می شد "مهرگان" نام می گرفتند همین طور روز پنجم هر ماه اسپندار مذ نام داشت جشنی با همین عنوان می گرفتند .

سپنداز مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کند در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند و مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده و به آنان هدیه داده و از انان اطاعت می کردند .

ملت ایران از جمله ملت هایی است که که زندگیش با جشن و شادمانی پیوند فروانی داشته است به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذراندند این جشن ها نشان دهنده فرهنگ ،نحوه زندگی ، خلق و خوی ،فلسفه حیات و کلا جهان بینی ایرانیان باستان است . از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود نا آشناییم شکوه و زیبایی این فر هنگ با ما بیگانه شده است با مر عوب شدن در برابر در برابر فرهنگ و اداب و رسوم دیگران ، بی اینکه ریشه در خاک ، در فر هنگ تاریخ ما داشته باشد آگر هم به جایی برسیم جایی است که دیگران پیش از ما رسیده اندو جا خوش کرده اند !

شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از 26 بهمن (Valentin )به 29 بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان ) منتقل کنیم .

www.yasaman@persian.com

بهانه

 

آری ما غنچه یک خوابیم .

- غنچه خواب ؟ آیا می شکفیم ؟

- یک روزی ، بی جنبش برگ .

- اینجا ؟

- نی، در دره مرگ .

- تاریکی، تنهایی .

- نی، خلوت زیبایی .

- به تماشا چه کسی می آید ، چه کسی ما را می بوید ؟

- ...

- و به بادی پر پر ... ؟

- ...

- و فرودی دیگر ؟

-...

                                                 "سهراب سپهری "

و اینک من هستم و کوله باری از بر گ های پاییزی

 

تقدیم به چشمانت

زندگی زیباست

من در این گود سیاه و سرد و طوفانی نظر با جستجوی گوهری دارم

تارک زیبای صبح روشن فردای خود را تا بدان گوهر بیارایم

زندگی بی گوهری

اینگونه نازیباست...

                                          " شاملو "

ه000