...

ساده است ستایش گلی

چیدنش

و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد.

ساده است بهره جویی از انسانی

دوست داستنش بی احساس عشقی

او را به خود وانهادن و گفتن

که دیگر نمی شناسمش .

ساده است لغزش های خود را شناختن

با دیگران زیستن و به حساب ایشان

و گفتن که من اینچنینم .

ساده است چکونه می زییم

باری

زیستن سخت ساده است

و پیچیده نیز هم .

                                               "مارگوت بیکل"