آرزو
برای تو و خویش
چشمانی آرزو می کنم
که چراغها و نشانه ها را در ظلما تمان ببیند
گوشی که
صداها و شناسه ها را
در بیهوشیمان بشنود
برای تو و خویش، روحی
که این همه را
در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی که
در صداقت خود
ما را از خاموشی خود بیرون کشد
و بگذارد از آن چیز هایی که در بندمان کشیده است
سخن بگوییم
مارگوت بیکل
ترجمه احمد شاملو
+ نوشته شده در ۱۳۸۴/۰۴/۱۹ ساعت 12:40 AM توسط افسانه
|